فرارو

«خسته شدم از احضار شدن»؛ روایت تلخ دانشجویی که زیر بار فشارها فرو ریخت

«بنزین را از دستم گرفت و روی خودش ریخت. او روبه‌روی ساختمان فولاد ایستاد و فریاد زد خسته شدم بس که احضار شدم و من را اذیت کردید».

در حال بررسی امکان نمایش فرارو…

ادامه‌ی خبر در فرارو